مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

433

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

فصل پنجم : در اختناق رحم اين مرض شبيه به صرع بود و به نوبت « 1 » و دور آيد و فرق آن باشد كه صاحب اين مرض چون به هوش آيد ، از اكثر آنچه بر او وارد شده بود « 2 » حديث كند ، مگر آنكه سببى قوى بود ، و زبد و كف بر دهن چنان نيايد كه در صرع . سببش يا احتباس طمث بود ، هرگاه كه به تطويل انجامد ، يا كثرت منى و استحالهء آن به كيفيّتى سمّى « 3 » . علاجش ، امّا در وقت نوبت علاج غشى بود ، غير بوى خوش به بينى داشتن ؛ چه ، بوى ناخوش به بينى داشتن و بوى خوش به رحم مناسب بود و روغنهاى گرم كه در او مشك و عنبر حل كرده باشند « 4 » در رحم مالند و حقنه كنند « 5 » ؛ و امّا بعد از نوبت ، اگر احتباس طمث بود به معالجه و ادرار آن اشتغال « 6 » نمايند و فصد صافن كنند ، و اگر از كثرت منى باشد به حبوب و ايارجات تنقيه كنند و در تزويج ، اگر در معرض تسنّه « 7 » بود ، تأخير نكنند « 8 » . فصل ششم : در دشوارى وضع حمل و اسقاط مشيمه در آبزن حلبه و كتان و خبّازى نشانند تا ناف ، و شورباى چرب دهند و روغن كنجد با لعاب تخم كتان به هم جمع كرده ، قبل را بدان چرب كنند يا حقنه كند « 9 » و چهار مثقال پوست خيار چنبر را نيم‌كوفته ، در نيم من و چهار سير آب بجوشانند تا به هشت سير باز « 10 » آيد ، بپالايند و به قند شيرين كرده ، بدهند كه مجرّب است و عطسه آوردن و دهان و بينى را گرفتن بچّه و مشيمه را بياورد و هرگاه درد زادن چهار روز بردارد ، غالبا بچّه مرده باشد . تدبير بيرون آوردن آن كنند و اين ضمادها به كار دارند : تخم حنظل ، سداب برابر به زهرهء

--> ( 1 ) . س : پيوسته . ( 2 ) . ف ، د : باشد . ( 3 ) . س : + آن . ( 4 ) . س : - باشند . ( 5 ) . س : - كنند . ( 6 ) . س : اشتعفا . ( 7 ) . ف : بيسر ؛ ش : تايسير ؛ تسنّه : سال زده شدن و مراد گذشتن از حدّ بلوغ است . ( ر ك : لغتنامه ) . ( 8 ) . س : نكند . ( 9 ) . س ، ش ، ف : - كند . ( 10 ) . س : - باز .